
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() ذکر مصائب قتلگاه و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
گفت بسمالله و نازل گشت عرش از روی زین راویان گـفـتند افـتادهست از سمت یمین میزنندش آن کمانداران به تیر سهمناک واین عربها دستهاشان پُر ز سنگ سهمگین امت پیغمبرند اینان که سنگـش میزنند این چنین از احمد مختار شد شرمنده دین آنکه روزی جایگاهش سینۀ محمود بود حال بین مسلمین سر میگذارد بر زمین عرشیان را نیست پروا از حوادث، پس چرا چشم های خویش را بستهست جبریل امین فـضـه آنجـا بود اما لحـظـۀ ذبـح حـسین مادرش فـریاد میزد یا امیـرالمـؤمـنین! این حـسین توست: زیر نیـزۀ تـیز سنان این حسین توست: زیر چکمۀ شمر لعین این حسین توست: خلقی میکِشندش آنچنان این حسین توست: جمعی میکُشندش اینچنین این حسین توست: عریان روی خاک افتاده است این حسین توست: رأسش را به روی نی ببین از نجف برخیز و بنگر رشتههای گردنش پاره شد در زیر تیغ خصم، یا حبل المتین تکـههای پیـکـر او زیر سـم اسبهاست پـارۀ پیـراهـنـش در دستهای آن و این جسم بی سر را که جانی نیست بین پیکرش خود دلیلش چیست پس این ضربههای آخرین دخترت بر روی خاک افتاد و دورش دشمن است یا علی! برخیز هنگام عـبا آوردن است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() ذکر مصائب قتلگاه و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
تا زمین را تیره دید و آسمان را تار دید خونجاری خدا از عرش بر هامون چکید داغ اکبر زخـمکاری بود بر قـلب حسین از کمان حرمله تیری سهشعبه هم رسید نیزه این قـدِ کـمـان را قـدکمانیتـر نکن آخر او بعد پـسر، داغ بـرادر هم چـشید از حرم تا قتلگاهش را دوید اما چهسود شمر ملعون زودتر از خواهرش زینب رسید کند بوده خنجرش، نه، احتمالا مست بود پیکرش را پشت و رو کرد، از قفا سر را برید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی اول مجلس، روضۀ قتلگاه سیدالشهدا علیهالسلام
شهریاری که شده قطعه حصیری کفنش او حسین است که آفاق شده سیـنهزنش داغ او بر جگـرِ تـشنۀ صحرا باقیست تا سماوات و زمیـنند به حزن و محنش هفت گردون به لبش زمزمه و شور و نواست از تـب غــم زدۀ داغ عــقـیــقِ دهـنـش آه ای گـریـهسـرایــان! بــسـرایـد غـزل از سـرِ نـیـزهسـوار و بـدن بـیکـفـنـش بگذریم اینکه سرش تـشنه بریـدند ولی اسبها از چه دواندند به روی بدنش؟!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی اول مجلس، روضۀ قتلگاه سیدالشهدا علیهالسلام
از خود عرش به افـلاک نظارت دارد این حسین است که اینقدر رعیت دارد اخـتـیار دل ما هست به دسـتان خودش هر که در مجلس او آمده دعـوت دارد حرم اوست به هر جا که به او گریه کنند كربلایش به خدا این همه وسعـت دارد دل ما هـست حـسـیـنـیۀ دربست حسین این حـسـیـنــیـه بـه اربـاب ارادت دارد خـرج هـیئت شده سـرمـایۀ نوکرهایش نـوکـر اینگونه به بـازار تجارت دارد روز محـشر که غـنـیمت نخرند از آدم پیـرهن مشکی ما هست که قیمت دارد گریه کردیم برایش که خودش فـرموده اشک چیزیست که بر زخم طبابت دارد صبح تا شب به تنش زخم رسید از همهسو قـدر هـفـتاد و دو مذبوح جراحت دارد نـه که مـائـیـم فـقـط پـای عـزاداری او بـیـن گـودال بـلا فـاطـمـه هـیـئت دارد دست جمعی به سرش ریختهاند این مردم همه رفـتـنـد ولی شـمـر سـماجت دارد خـنجـرش زیر گـلـو را نبُـرید و دیـدند از قفـا میبرد از بس که لجـاجت دارد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() ذکر مصائب قتلگاه و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
از هرچه هست غیرِ خدا، دل گسسته بود ترکیب خون و خاک به چشمش نشسته بود سـنـگـیـنیِ عـطـش قـدِ غـم را نمود خم چـشم خـدای بین، تَهِ گـودال، بسته بود از بیـنِ آسـمـان و زمـین، نـاله شد بلـند آری صـدای مـادرِ پـهـلـو شکـسـته بود هـنـگـامــۀ وصــالِ دل و دلــبــر آمــده به به عجب زمانِ عُروجش خجسته بود صبـر و تـوانِ شـمر به حـداَقـل رسـیـد قبل از غروب بود و سَنان نیز خسته بود چـشـمانِ منـتـظـر به قِـتـالِ امـامِ عـشق اطـراف قـتـلـگـاهِ بـلا، دسـته دسته بود مشـتاق وصل بود حـسین و رسید شمر سـر را پِـیِ رضـای اِلٰـهی بُـریـد شـمر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() نماز ظهر عاشورا و شهادت اصحاب سیدالشهدا علیهالسلام
صلاة ظهر شد، ای عاشقان! اذان بدهید به شوق سجده، به شمشیر خود امان بدهید صلاة ظهر شد، از جنگ دست باید شست که دل به جـلـوۀ آن یار مـهـربان بدهید صلاة ظهر به «محراب و قبله و به نماز» شما که سینه سپـر کردهاید؛ جان بدهید صلاة ظـهـر شد، اول نـمـاز بگـزاریـد به این فریضۀ خود روح جاودان بدهید رسید مـوقـع « قـد قـامتِ الصَّلاة» آری به این دو رکعت خود عرش را تکان بدهید همین که آیۀ «ایّاکَ نَستعـین» خـوانـدید فرشتـگـان زمـین! دل به آسـمـان بدهید اگر چه زخـم زبـان میزنـنـد، باز شما پـیــامِ نــور بـه آئــیـنـۀ زمــان بـدهــیـد زمانِ سینه سپر کردن است و وقت سفر شکـوهِ تـازه به این بـاغ ارغـوان بدهید پرنده را که ز پرواز تـیر، پـروا نیست به حـلـقـههای زره رنگ پرنـیان بدهید در این مـقـام که احـرام عاشـقی بستـید به دشـمـنان، هـنرِ عشق را نشان بدهید به عـاشـقـانهترین سجده سر فرود آرید به مهر سایه، به محراب سایهبان بدهید از این نـمـاز به معـراج میرسـید آری اگر چه در وسط «حمد و سوره» جان بدهید «سعید» غرق سعادت شد از وفای به عهد به این گذشته ز جان، مژدۀ جنان بدهید نمـاز آخر من، باز عـصر عاشوراست شما خـبر به شهـیـدان و قـدسـیان بدهید نمیرسید به فیض حضور یار، «شفق» مـگـر در آیـنـۀ عـشـق امـتـحـان بدهـید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() نماز ظهر عاشورا و شهادت اصحاب سیدالشهدا علیهالسلام
اذن اذانم بفرما، ای هست و هستی فدایت تا از ادب پر گشاید، روحالامین زیر پایت تکبیر گو تا بسوزد، هر جلوه جز روی جانان بیگانه را ره نباشد، در حضرت آشنایت در بارش نیزه و تیر، تا لب گشودی به تکبیر از عرش برخاست لبیک، یعنی منم خونبهایت این دشت چون کودکانت، تاول به لب دارد اما مینوشد آهنگ باران، با زمـزم ربّنایت تا قامتت خم شد ای مرد، مردانگی قد علم کرد هفت آسمان سر نهاده، در مقدم سجدههایت با او چه گفتی ندانم، این خلوت واپسین را در چشم خورشید هر چند، پیچیده هُرم دعایت از هست و هستی گذشتی، تا نگذرد نوبت عشق اذن اذانم بفرما، ای هست و هستی فدایت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() ذکر مصائب قتلگاه و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
مستاند از نسیمِ دمش عـطر سیبها دارند شـوق نـوحـهگـری، عـندلیبها در روز حشر با نفسش زنده میشویم عـمر دوباره میدهـد او بر حـبـیبها پیچید، اگر که کار جهانی چه باک تا پـیـچـیـدهاند، نـسـخـهٔ مـاتـم طـبیبهـا در روضهای که سنگ در آن آب میشود سیـنه دریـدهانـد از این غـم شکـیبها آه از تنش که زخم به بوسه امان نداد ماتاند در شمارش زخمش حسیبها با شوق سکه بر تن پاک که تاخـتـند؟ بـر پــاسـخ تــضـرعِ امـن یـجـیـبهـا افـتـاد تا که روی زمـین، قـامتِ حـیا کَـنـدنـد پیـرهـن ز تـنـش، نـانجـیبها »از آب هم مضایقـه کردند کوفیان« دق کـردهانـد از غــمِ آقــا غـریـبهـا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در شب جمعه
ای چـارهسـازِ مـردم عـالـم، حسین جان آرامِ قـلـبهـای پُـر از غـم، حـسین جان بـابِ نـجــات مـردم درمــانـده از گــنـاه شـرط قــبـول تــوبـۀ آدم، حـسـیـن جـان خـوانـدیـم آیـهآیـه غـمت را و سـوخـتـیم تـفـسـیر سـرخ سورۀ مریم، حسین جان فـرصت کم است! روزی چـشم مرا بده آقـای گـریـههـای دمــادم، حـسـین جـان جـانِ تــمـام مـرثـیـه خــوانـان فـدای تـو ای شور روضههای محرم، حسین جان در پای روضههای تو جانْ نذر کوچکی است ما را بـبـخـش بابت این کم، حسین جان افـتــادهای مــیــانــۀ گـودال روی خـاک تـسـبـیـح دانـهدانـۀ درهـم، حـسـین جـان بر روی نیزههای غـریبی چه میکنی؟! خـورشـید نسـلهای مکـرم، حسین جان
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() ذکر مصائب قتلگاه و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
برگـشـتهای بدون سوارت به خـیمهگاه در امتداد واقعـه، در عصر اشک و آه دلـواپـس کـسـیست نگـاهـت قـدم قـدم گاهی اگر به پـشت سرت میکنی نگاه ای مرکب بهشت خدا! پس حسین کو؟ افتاده عرش روی زمین در کجای راه؟ تنها رها به دشت... خدایا چه بیسپر! سرها به روی نیزه... دریغا چه بیگناه! فـریـاد «یا بُنَیَّ» جهـان را گرفـته است بـوی مدیـنـه میوزد از سمت قـتـلگـاه
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() ذکر مصائب قتلگاه و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
گودالِ قتلگاه است، یا اینکه باغ سیب است؟ این بـوی آشـنایی از تـربت حـبیب است هر ظهر تشنه اینجا، در حیرت اولوالعزم قرآن به روی خاک و انجیل بر صلیب است نهج الفصاحه در خون، نهج البلاغه در اشک جبریل پر شکسته، بر خاکها عجیب است قـصد نـماز دارد خـورشید خـون گـرفته وقتی رسول اکرم بر نیزهها خطیب است قد قامت الصلاتش، صد اوج در فراز است حی علی الفلاحش، صد موج در نشیب است در این حرای زخمی، پیچیده سورۀ کهف لحنش چه دلنشین و صوتش چه دلفریب است از بس که خیزرانها خط بر لبش کشیدند سرمشق اهل عالم، خطهای این کتیبه است شیب الخـضیب دارد، خـد التـریب دارد با السلام رد شو، منظور هر غریب است آهسته پای بگذار، بال فـرشته پهن است با احتیاط بگذر، این خاک بیرقیب است اینجا غـریـبـهها هم، یک جـور آشـنایـند هر کس غریبتر شد، او بیشتر حبیب است ششگوشۀ مراد است، این عرش خاک خورده هرکس نیامد اینجا، از عشق بینصیب است احساس استجابت، در این حریم جاریست اینجا یکی مجاب و آن دیگری مجیب است در این محیط زخمی، در این فضای مجروح هر کس نفس کشیده، عمریست بیشکیب است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() ذکر مصائب قتلگاه و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
حـیـدر رسیـده بود، پـیـمـبـر رسیده بود همراه این دو، سورۀ کـوثـر رسیده بود خـواهـر دویـد سـمـت بـرادر ولی دریغ آن لحظهای رسـید که لشگر رسیده بود کار عصا و نـیزه و شـمـشـیـر شد تـمام نوبت به شمر و سینه و خنجر رسیده بود خـنـجـر نـمـیبـریـد گـلـوی حـسـیـن را به بوسـه گاه حـضرت مـادر رسیده بود حق داشت زینبی که به صبرش ملقب است با قتل صبر، صبرش اگر سر رسیده بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها در عصر عاشورا
این طـرف بـین عـبـا اکـبر تو افتاده آن طـرف سـاقـی آبآور تو افـتـاده زینت دوش نبی! بین همه وسعت دشت تـه گـودال چـرا پـیـکـر تـو افـتــاده کاش میمُردم و اینگونه نمیدیدم که همه اعضای تو دور و بر تو افتاده جلـوی پـای تو باید سر من میافتاد جـلـوی پـای من امـا سـر تـو افـتاده کربلا سنگ ندارد، همه جایش رمل است چـقـَدَر سنگ به دور و بر تو افتاده بـین مـیـدان مُـتحـیـر شدنت را دیده جلـوی خـیـمه اگر هـمـسر تو افتاده طـعـنـۀ قـاتـل تو، قـاتل احساسم شد گـفـت: زیـر لـگـدم دلـبـر تـو افـتاده گُر گرفت آتش دامان غزال حرمت گرگ از بس که پیِ دخـتر تو افتاده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها در عصر عاشورا
پیش از غروب بود، که آب از سرم گذشت آهـی کـشـیـدم و نـفـس آخــرم گـذشـت من التماس ماندن و او شوق وصل بود چون اشک از برابر چـشم ترم گذشت پنجـاه و چـار سال به او چـشم دوخـتـم فرصت نشد که خوب به او بنگرم، گذشت یک آن تـمـام خـاطـرههایی که داشـتیم با آن نـگـاه آخـرش از خـاطرم گذشت آتـش گـرفـت خـیـمـۀ قـلـبم، چه آتشی! کار از به باد رفـتن خـاکـسـترم گذشت دیــدم بــریــدن نــفــس قــتــلــگـــاه را دیدم که روی خاک... نشد باورم، گذشت تا بود، آب در دل خـیـمه تکان نخورد تا رفـت، آب از سر اهـل حـرم گذشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() زبانحال سیدالشهدا علیهالسلام قبل از رزم و شهادت
به میدان میبرم از شوق سربازی، سر خود را تو هم آماده کن ای عشق! کمکم خنجر خود را مرا گر آرزویی هست باور کن به جز این نیست که در تنپوشی از شمشیر بینم، پیکر خود را هوای پر زدن از عالم خاکی به سر دارم خوشا روزی که بینم بیقفس بال و پر خود را ز دلتاریکی باد خـزان تا پـرده بردارم به روی دست میگیرم گل نیلوفر خود را من از ایمان خود یک ذرّه حتی بر نمیگردم تلاوت میکنم در گوش نی هم باور خود را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در وداع ظهر عاشورا
ظهر عاشورا زمان دست از جان شستنت آبهـا دیـگـر نـیـاوردنـد تـاب دیــدنـت چشمۀ نوش لبت میسوخت از هُرم عطش هم لبانت خشک بود از تشنگی، هم گلشنت آب میگرید برای لعل عـطشانت هنوز خاک مینـالـد برای جـسم بیپـیـراهنت آسمان لرزید آن ساعت که طفلت حلقه کرد دستهای کوچک خود را به دور گردنت ای تماشاییترین خورشید، عالم زنده شد بر ستـیغ نیـزه از آوای قـرآن خواندنت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در نماز ظهر عاشورا
وقـتی نـمـازها همه حول نگـاه توست شاید که کـعـبه هم نگران سپاه توست بیشک «سعید» نیز به چشمت اقامه کرد رو میکنم به قبلۀ سرخی که راه توست هر صبح با اذان علیاکـبرِ تو عـشق، تکرار میشود که بگوید پگـاه تـوست هر روز و شب به خاک شما سجده میبرم خـاکی که ذره ذرۀ آن بـارگـاه تـوست «خورشید سر برهنه برون شد ز کوهسار» تا بنگرد به غـیرت سقا که ماه توست این شـعـلـهها که در نـفـس باد میدود گرد و غبار حادثه یا اشک و آه توست طوفـان فـرو نشست ولی کربلا هنوز چشمانـتـظار بیـرق سـبز نگـاه توست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و مصائب قتلگاه
دل جز به یاد روی تو خرّم نمیشود دیـده به غـیـر نـام تو پُـر نَم نمیشود چـشـمان تر ز آتش دوزخ دهـد امـان گـریـهکـنات ز اهل جـهـنـم نمیشود راه وصــال تـا بـه لـقـای خــدا بــلـی جز از مسیر روضه فراهـم نمیشود ما را بهشت، مجلس روضهست والسلام طـوبی شـبـیـه سـایه پـرچـم نمیشود بر ما که عـاشـقـیم و اسیـر غـم توأیم مـاهـی شـبـیـه مـاه مـحـرم نـمیشـود درمان دردهای دل ماست روضهات ما را به غیر اشک تو مرهم نمیشود یکعمر هم اگر که بگوئیم "یا حسین" یکذره از حـلاوت آن کـم نـمیشـود زینب رسید و گفت کجایی حسین من؟! جسم کسی که اینهمه درهم نمیشود با نـیـزهها مگر بدنت را چه کردهاند هر کار میکـنـم که مـنـظـم نـمیشود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی اول مجلس، روضۀ قتلگاه سیدالشهدا علیهالسلام
آدم مـیان روضه سـبـکـبال میشـود مـست مـی مـحـولالاحـوال میشود بزم عزا بهشت زمین است و آسمان از دیدن بـهـشت زمـین لال میشود بال عروج ماست سلام علیالحسین روضه برای روح پر و بال میشود شـادی واقـعـیست دم یـاحـسـیـن ما با یاحسین، فاطمه خوشحال میشود چشمی که بود کاسۀ خون بین روضهها جـای قـدوم کـشـتـۀ گـودال میشـود گـودال قـتـلگـاه چه با اهـلبیت کرد یک کاروان الف ز غمش دال میشود از قـتـلگاه زینب کـبری دو داغ دیـد بالای تل دو مرتـبه بیحـال میشود هم سینـۀ حـسـین لگـدمـال شمـر شد هم زیر سُـم اسب لـگـدمـال میشود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() افتتاح کانال سایت آستان وصال در ایتا
با عنایت به درخواست های تعدادی از کاربران عزیز؛ در پاسخ به این اوامر و همچنین جهت تسهیل بهتر برای کاربران؛ کانال سایت در ایتا ایجاد گردید، دوستانی که تمایل دارند عضو کانال باشند در همین جا کلیک نموده و یا از طریق لینک زیر وارد کانال شده و عضو شوند لطفا با نشر و تبلیغ لینک این کانال؛ شما نیز در این خدمت به آستان اهل بیت سهیم باشد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() ذکر مصائب حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
ای کاش مـاجـرای بـیـابـان دروغ بـود این حرفهای مرثیهخوانان دروغ بود! ای کاش این روایت پُر غم سند نداشت بر نـیـزههـا نـشـانـدن قـرآن دروغ بود ای کاش گرگ تاخـته بر یوسف حجاز مانند گـرگِ قـصـۀ کـنعـان دروغ بود! حیف از شکوفهها و دریغ از بهار کاش برجـانِ بـاغ، داغِ زمـستان دروغ بـود
: امتیاز
|